پارت سی و دوم :

به یاد آورد در آخرین مکالمات آبتین و باربد طبق تحلیل‌هایش بردن پادشاه از جانب خودش عملا صفر است، اما حال شیدا یک فرق اساسی کرده بود او مربی‌ای به نام پولاد داشت که صفر تا صد رانندگی درست و حرفه‌ای را به او آموخته بود و هنوز توانسته بود بدون آن که سرعت کم کند پیچ‌ تندی را از سر بگذراند.
شیدا عکس را روی میز گذاشت و در حالی که موهای شرابی‌اش را به بازی می‌گرفت گفت:
- قراره با همین می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    0

    ببخشید عکس از پادشاه نمیزارید؟ میخوام ببینم چجوریه پادشاه🙂

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    میری جلو میفهمی عزیزم

    ۱ سال پیش
  • آذر

    0

    پولاد شاخک دار😂 شاخکاتو قربون😂❤️ فقط چرا از اینکه گاراژ بود تعجب کرد؟

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    اینقدر عقبی دختر من باید ازت سوال کنم تا بتونم جواب بدم .... کی تو گاراژ بود؟

    ۱ سال پیش
  • آذر

    0

    خب عزیزم من تازه دیروز شروع کردم رمانو😂 ولش تو پارت بعدیش به جوابم رسیدم

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    می‌دونم همین برا من سخته باید بخونم ببینم کجا سوال داشتی 😂

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    الان پولاد میاد پیشش؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    کجا بوده که الان نباید پیشش؟

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️