پارت سی و سوم :

هر سه زن که انتظار نداشتند معصوم خانه باشد و گمان می‎کردند هنوز بیمارستان است، ترسیده بودند که نکند معصوم حرف‌هایشان را شنیده باشد، اما با دعوت معصوم و خوشرویی‌اش نفس آسوده‌ای کشیدند. عطیه خانم در کمال پرروی زودتر به حرف آمد و دست پیش را گرفت.
- معصوم خانم شرمنده دسته خالی اومدیم. می‌دونی که این روزا حسابی دستمون تنگ شده.
آوید با بهت به عطیه نگاه کرد، دیگر حرفه‌ای تر از آوید دØ

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلارام

    0

    عالیه واقعا خسته نباشی نویسنده عزیز مثل رمان فرد باشکوه عالیه هرچی اون ارامش داشت مهرو دیار این هیجانیه.

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    عزیزی امیدوارم که لذت ببری

    ۶ ماه پیش
  • Alireza

    3

    آخیش آفرین آوید باید اصن سه تاشونو پرتو جرمیداد

    ۱۲ ماه پیش
  • حمیده

    1

    هرچی از پارتها خوانده میشه بیشتر دوست داری ادامه بدی

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    به به باعث خوشحالیه

    ۱ سال پیش
  • رضوانه

    2

    منم تلافی میخوام

    ۱ سال پیش
  • بهمنی

    1

    خوب بود ولذت بخش

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😍☘️

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    چقدرپرودم دربده بفرماییدداخل باورکنیدفکرکردم مشکل ازنوشتن یاازسوادمن دیدم نه ازپروی همسایه🙏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    این قشنگ بود 😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    5

    کودک درون آوید خیلی خیلی فعاله 😂مهم اینه دلمون خنک شه 😅ممنون نویسندگان عزیز 💜🌟💜🌟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    کرم درون داره. خواهش عزیز دلم

    ۲ سال پیش
  • شهرزاد

    2

    منم تلافی میخام 🤭

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😂🫣

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    اوید چقدر😄شیطونه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    هنوز مونده تا ببینی

    ۲ سال پیش
  • م

    2

    آخ که من داشتم خداخدا می کرد آوید یه مشت فلفل بریزه تو چاییشون حسابی بسوزن فوضولا 🤣

    ۲ سال پیش
  • دلیار

    2

    با آوید موافقم🤣

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    چه پارت زیبایی بود این پارت🥹🥹

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    چشمات زیبا میبینه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    پارت مورد علاقه م😔✨>>>>

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    نظر مورد علاقم❤️😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️