به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت سی و هفتم :
ـ هر شب قبل خواب بهشون بگو خاله سمیه اشون خیلی دوسشون داره.
سمیه بر می گردد و خاک بر سری حواله ی سارا و نیلوفر می کند.
ـ اون دوتا هم داره دلشون پر می زنه واست ولی از ترس مامانشون شاش بند شدن جرات جلو اومدن ندارن، ازشون به دل نگیر.
مادر سمیه، زهرا خانم که به ما می رسد، بدون توجه به من دست دخترش را می گیرد و قصد رفتن می کند و من از همان پشت سرشان می گویم:
ـ خاله زهره، منو پدر و مادر
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آمنه
6نمیدونم از کدام گله کنم از همسری که خیانتکار است یا از مادروپدری که معلوم نیست چرا با دخترشون دشمنی دارند میگن فلانی عاق والدین شده ولی من میگم اینها باید عاق فرزند ببینند وفریاد هم عاق همسر ببینن تا همه بدانند جزای خیانت چیه وهمینطور تهمت وبی مسئولیت درقبال فرزند چه نتیجه ای دارد پارتهای عالی بود
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
5زنیکه خوب گوه خوردی برای پسرا رفتی خاستگاری بیشعور بی شرف