پارت صد و سی و سوم :

ابروهای نامی بالا رفت. همزمان لب باز کرد حرف دیگری بزند که جمله ی دریا با کلام خودش یکی شد. جفتشان به خنده افتادند. دریا لبی گزید و محترمانه سرش را پایین انداخت.
_ اول شما بفرمایین.
آرام و متین و صبور میزد. روحیه ای که در ابتدای ورودش به این خانه در چهره اش کمتر دیده میشد. نامی سینه ای سبک کرد و پرسید:
_ امروز خیلی به حرفات فکر کردم. خواستم بپرسم نظرت چیه پرونده ی یلدا رو به جریان بن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    چراحاضرنیست پیگیرخواهرش نیست🙏

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!