پارت صد و سی و دوم

زمان ارسال : ۱۴ روز پیش

دریا سر روی پای پیر زن گذاشت و دستهای چروکیده اش نوازش داد.
ماه صنم آهی کشید و بعد از سکوتی بلند مدت گفت:
_ پیغوم فرستادم خونه ی آقام که بیاد دنبالم. دیگه طاقت نداشتم. چند روز که از مرگ‌ پری گذشت همه چی برگشت به روز اول. انگار نه انگار یه آدم تو این خونه مرده. انگار نه انگار اون آدم یه روز سوگلی بوده و خانم این خونه‌‌. پری خیلی زود از خاطر همه رفت. حتی از خاطر مولود که با حرفای آخرش سخت

123
26,834 تعداد بازدید
51 تعداد نظر
146 تعداد پارت
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید