اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و هجده :
ماه صنم از پشت پرده شاهد ماجرا بود. مولود سری به تاسف برای پری تکان داد و پرده ی اتاقش را انداخت. او که رفت پری سرش را رو به آسمان گرفت. چند لحظه بعد نفسش را رها کرد و اولین چیزی را که از روی زمین برداشت دایره ی کوچکش بود که پوستش پاره شده بود و دیگر به کار نمیامد. دایره برای لحظه ای میان دستانش بازی کرد. صدای حلقه های آن یک بار دیگر گوش خانه را پرد کرد و در نهایت پری دایره را وسط حوض انداخ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...