هوده به قلم مهدیه سجده
پارت شصت و سوم :
در که بسته شد، بهنود یکراست سمت اتاق سهرابی رفت و بیاجازه وارد اتاق شد، سربازی که از آب سرد کن انتهای راهرو داشت آب میخورد پا تند کرد ولی به بهنود نرسید. به ناچار پشت بهنود ایستاد و احترام نظامی گذاشت و تا خواست لب باز کند، سهرابی با دست مرخصش کرد.
زونکن مقابلش را بست و روی میز کنارش انداخت:
- خب میخوای چیکار کنی؟!
بهنود نزدیک میز ایستاد:
- کارشناستون نگفت کسی که به من
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
1وای یعنی واقعا کار آرشه به نظرم پاپوش باشه آخه آرش هرچی باشه به نظرم با بهنود چنین کارب نمیکنه
۱ سال پیشA-a
0خب موبایل آرش به چه دردی خورد؟ممنون جذاب بود👌👏🙏💐
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
جلوتر معلوم میشه داستانش چیه قطعا ارش میتونسته یه چیز دیگه بگه دزدیده شده که اهمییتی نداشته باشه اما گفت موبایل شاید هدفی داشته
۱ سال پیشSozi
1ایول خودش نخواسته مستقیم حرف بزنه که یه وقت براش شر نشه اما تو گوشیش پیام یا عکسی چیزی داره که خواسته بهنود ببینه و شاید مستقیم نگفته برو سراغ گوشیم که دست پلیسا نیوفته
۱ سال پیشنفس ۲
2آرش قاتل نیست اما با پنهان کاری قضیه رو بدتر میکنه. اون تهام آب زیرکاه زیر سر خود مارموزشه هر کسی دیدی زیادی داره تند میره یه کاسه ای زیر نیم کاسه اشه. به این زودی با محیا جور شد و رفت خاستگاری کنه، آاااای آااای آااای کره بز
۱ سال پیشSozi
1کره بز رو خوب اومدی😂👌🏻
۱ سال پیشبرکه
4ببین وسط بگیر و ببند و جر بده و *** نشو فقط ژانر عاشقانه دو عدد عقب افتاده کم بود ک جور شد
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
وایی برکههه همیشه کامنت بذار روح من و همه خواننده ها شاد بشه ❤️❤️😂
۱ سال پیشبرکه
1😂😂🤣روچشمم فدا ت بشم من
۱ سال پیشراز
1چقد آخر پارت قشنگ بود
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
❤️❤️
۱ سال پیشاکرم بانو
2ارش بااین همه مدرک نمیتونه فکرمو درگیرقاتل بودنش کنه،ولی برعکس تهام حس خوبی بهم نمیده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
حدس خوبیه👌👌 سهرابی هم اشاره زد به این موضوع که ممکنه پاپوش باشه اما از طرف کی؟
۱ سال پیشهانیه
1خدایش فک کنید تهام با قاتل هم دست باشه و با نقشه به محیانزدیک شده باشه تو این دور زمونه برادر به برادر رحم نمیکنه رفیق که جای خودشو داره پول که باشه رفاقتم میشه خرید
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
حدس خوبیه🙈🫠 همه به تهام مشکوکن ایا عادیه؟ پول قدرت اوله پول قدرت میاره و قدرت به تنهایی به دست نمیاد!
۱ سال پیشفاطمه عطایی
0هر فکر مشغولیه برا بهنوده ای خداااا
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقاااا حالا بخواد به چند سال پیشم فکر کنه مه از چه راهی باعثشده یه نفر قاتل روانی بشه دیگه هنگ میکنه🫠🫠
۱ سال پیشم.ر
0این تهام یه مرگشه😲😲😲
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
چرا🤭؟
۱ سال پیشثریا
0بازم میگم کار آرش نمیتونه باشه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
حدست خوبه ممکنه پتانسیلشو نداشته باشه
۱ سال پیشثریا
0همش احساس میکنم یه بلایی سر محیا می یاد
۱ سال پیشم
1هرچی مدارک علیه آرش بیشتر میشه اما احساس میکنم آرش این کارو نکرده،شایدلحظه آخر نتونسته برای همین شبیه همون زخمیش کردن
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
1خیلی دوسش دارم این رمان رو