اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و شانزده :
گفتگو و درد دل کردن با خاتون قلبش را جلا داده بود. خاتون آش شله قلمکار بار گذاشته بود و مادر و دختر بدون حضور رحمت یک جمع دو نفره ی دلچسب را شکل داده بودند. خاتون کلی برایش حرف زده بود. از گذشته ها، از زندگیشان بعد از مرگ خرم، از خانه ای که دیگر مثل سابق صفا و گرمی نداشت. از اجاقی که بعد از رفتن مادرش خاموش شده بود و تنوری که دیگر داغ نبود. ماه صنم بی صدا پای صحبتهای مادرش نشست و سنگ صبورش شد. ح
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...