پارت صد و شانزده :

گفتگو و درد دل کردن با خاتون قلبش را جلا داده بود. خاتون آش شله قلمکار بار گذاشته بود و مادر و دختر بدون حضور رحمت یک جمع دو نفره ی دلچسب را شکل داده بودند. خاتون کلی برایش حرف زده بود. از گذشته ها، از زندگیشان بعد از مرگ خرم، از خانه ای که دیگر مثل سابق صفا و گرمی نداشت. از اجاقی که بعد از رفتن مادرش خاموش شده بود و تنوری که دیگر داغ نبود. ماه صنم بی صدا پای صحبتهای مادرش نشست و سنگ صبورش شد. ح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!