پارت صد و پانزده :

گلوی ماه صنم به خشکی نشسته بود و دریا محو تماشای او بود. ماه صنم سکوت کرد. نفسی تازه کرد و رو به دریا پرسید:
_ اذان شده؟
دریا به خودش آمد.‌ تکانی سر جایش خورد و نگاهش تا بیرون از پنجره ی اتاق کشیده شد‌. هوا تاریک بود و هنوز دقایقی تا اذان صبح باقی مانده بود. دستی به ملحفه ی روی تخت کشید. بی آنکه ماه صنم تقاضا کند لیوان آبی به دستش داد و گفت:
_ نه هنوز. خستتون کردم ببخشید. ولی اینقدر ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!