پارت ششم :

پشت میزش نشست و درحالی که گوشی تلفن را برمی‌داشت، خیره به جایی حوالی گردن بهار که پوست سفیدش از کناره‌ی شال پیدا بود، پرسید:

_ چی میل دارین بگم براتون بیارن؟

بهار پای راستش را روی پای چپ انداخت و با اعتماد به نفس بالایی جواب داد:
...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!