اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و نهم :
زیر نظارت سفت و سخت نامی، هنوز در گلوی دریا مانده بود و دیگر تمایلی نداشت مقابل او بنشیند و بار دیگر بار سنگین نگاه او را تحمل کند. پس کنار ماه صنم می نشست و بهانه ی خوبی برای نرفتن جور می کرد. اینطوری برای جفتشان بهتر بود. هم نامی بعد از یک شب خسته کننده استراحت می کرد و هم دریا مجبور نبود آنچه تمایل ندارد به زبان بیاورد.
دیگ و دیگ بر، وسط حیاط خانه ی نظام آواره بود. سکوت سنگین شب
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
اسرا
0🙏