پارت صد و هشتم :

نیلو دلخور از شهاب رو گرفت. شهاب ولی فشاری به شانه های او وارد کرد و بامزه کنار گوشش پچ زد:
_ غلط نکنم گور خودمو کندم، آره؟
نیلو دلخور از گوشه ی چشم نگاهش کرد و غر زد:
_ امشب مسافری. کف پاتم اگه میخاره دلیلش اینه. ولی واسه دماغت هیچ تجویزی ندارم.
شهاب باز هم خندید. دریا نگران رابطه ی این دو نفر بود که نامی هوشمندانه وارد بحثشان شد و مداخله کرد.
_ اتفاقا داروی اون یکی پیش منه.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • .

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    🙏

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!