پارت صد و پنجم :

_ نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد
جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد.
نامی آب دهانش را بلعید. ماه صنم با قدرت ادامه داد:
_ آره پسرجان. اگه الان واسه خودت کسی شدی و سری تو سرا درآوردی، همش حاصل خون دلیه که پدر و مادرت خوردن.
_ اونا برای من هیچ کاری نکردن. اگه خون دلیم بوده شما خوردین.
مهره های تسبیح میان انگشتان ماه صنم می چرخید و لبخند غمگینش را عمیق تر می کرد. سرش را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    ممنون زیبابود⚘💋

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️