پارت صد و یک :

نامی باهمان جدیت در ادامه گفت:
_ تا آخر این مجلس مهلت داری که حرف بزنی. در غیر این صورت..
نگاه دریا تند و ضربتی بالا رفت. نامی پلکی روی هم گذاشت و گفت:
_ یه هفته فرصت داشتی که خوب فکر کنی. الان وقت حرف زدنه. مجلس تموم شه میای بالا، واضح و شفاف برام توضیح میدی که چی شده. مفهومه؟
دریا بغض کرد‌.‌ او لب پایینش را از تو گزید و فشار انگشتان ماه صنم روی دستان او بیشتر شد. نامی نفس پری پس Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️