پارت صد و دوم :

_ آقای دکتر؟
صدای اعتراض دریا بالا رفت‌. شهاب همزمان لبخند قشنگی زد و گفت:
_ حرف حساب جواب نداره. اینم باشه جریمه عروس خانم که بعد از این شوهرشو تو آمپاس نزاره.
نیلو ریز و با احساس خندید. شهاب ولی پلکی برای دریا زد و به راحتی به این قائله ی شیرین خاتمه داد.
در همین حین مرد جوان و خوش پوشی از پشت، دست روی شانه ی نیلو گذاشت و توجه جمع را به خودش جلب نمود.
نیلو به سرعت برگشت و پ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    ای بابا دریاکم درسرداره حالاپارسابراش مشکله نشه ممنون 😘⚘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️