پارت صد :

روزبه آمده بود. کمی بعد از آنکه دریا به بهانه ی خستگی از عصمت جدا شده بود. آمده و بود و بعد مدتها پرده از جنایتی بزرگ برداشته بود‌. روزبه آمده بود و جانش را برده بود. همه ی امیدش، تمام زندگیش.
بغض کرد. باز هم گوشه ی چشمش به اشک نشست و با صدایی خش دار ناله زد:
_ من خوبم.
نامی ولی مطمئن نبود. حالش دریا خوب که نبود هیچ، به شدت هم نگران کننده بود. کلافه دستی به صورتش کشید و تصمیم گرفت فعل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    چ خوبه ک نامی هواشو داره

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    واقعاشوک بدی ولی چرادریاتوقع جنین اتفاقی نداشت ازاون ۲نفرهمه چیزبرمی آید🙏

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!