پارت دوازده :

بخش ششم

تالار ساکت و آرام بود و با گذشت زمان، کم‌کم لیلی به آرامش آنجا خو می‌ گرفت. جوری که کوچک‌ ترین صدایی می‌توانست توجهش را جلب کند؛ صداهایی مثل پر زدن پرندگان باغ و یا حتی باز و بسته شدنِ آرامِ درِ یکی از اتاق‌ های راهرو !

کم کم لحظاتی که گذشت او حس کرد صدای گفتگوی دو نفر را می‌شنود. دقت که کرد متوجه شد صدا از انتهای سالن می‌آید؛ دقیقاً از سمت همان دری که پشت پرده ی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    فکر کنم بحث در مورده لیلی بود، شاید می خواد اجازه نوشتن بهش بده

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!