پارت صد و نهم :

_ چند سال پیش که یه دانشجوی سر به زیر خونواده‌دار بودم، همون روزایی که نه مثل اون بچه فوفولای باباپولدار دنبال قرتی‌‌گری بودم و نه مثل شما نازپروده‌های مامانی خوشی زده بود زیر دلم، با دختری آشنا شدم که از جنس فرشته‌ها بود ... آه ... مهربون، خوشگل، با معرفت. دوستش داشتم، خیلییی. ولی نمی‌دونستم اونم منو دوست داره یا نه.
عقب‌تر رفت. دقیقه‌ای بعد، روی همان تل خاکی که خودش ایجاد کرده بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    💜💜💙🩵🤍🩶💚❤️🤎🧡💛

    ۲ سال پیش
کپی شد!