بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت نود و چهارم :
چند ماه از آن روز گذشت و بهار به نیمه رسید...
در این فاصله مهتاب فارغ از هر چیزی به دنبال راهی برای مصالحه بین آتیه و برادرش بود. حتی نرگس خانم را هم واسطه کرد اما به هیچ طریقی نتوانست آتیه را مجاب به حسن معاشرت با سیاوش کند و در مقابل هم هرچه کرد موفق نشد برادرش را از تصمیمی که دربارهی مژگان گرفته بود منصرف کند. و این نتیجهای نداشت جز به کرسی نشستن حرف سیاوش.
******
جمعهی دیگری
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فخری
1ممنون از رمان خوبت مریم بانوی خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹❤🌹