پارت صد و پنجم :

نجواهای عاشقانه مرد بیرونش برد از فضای دلگیر و متفعن آنجا و گرم کرد تمام وجودش را به حضور همه‌جانبه‌ی او.
یاسین که بیرون از ماشین منتظر نیروهای پشتیبانی بود آهسته و عاشقانه ادامه داد:

"خاورمیانه را آفرید از روی چشم‌های شرقی‌ات، پرآشوب، رنجور، خسته، زیبا"

نفس در سینه‌ی دختر گره خورد.
لحظات شیرین و دلهره‌آورش بهم آمیخته بود و تجربه‌ای سخت را پشت سر می‌گذاشت. د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    1

    💛❤️🧡💚🩵💙💜🤎

    ۲ سال پیش
کپی شد!