بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت هفتاد :
صبح روز بعد...
سیاوش بیخبر از همه جا بعد از صبحانه همانند دیروز مشغول بیل زدن بخش دیگری از باغچهی سبزی شد و به اصرارهای مهری خانم که دوست نداشت او را به زحمت بیندازد توجهی نکرد. از نظر سیاوش این کار برای مهری خانم که کمرش زیر تیغ جراحی رفته بسیار سنگین بود و باید بیش از اینها ملاحظهی سلامتیاش را میکرد. به همین منظور تا جاییکه از دستش برمیآمد و زمان اجازه میداد از هیچ ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0ی کم غرورم خوب چیزیه مهتاب خانم.ممنون از رمان خوبت مریم بانوی خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻❤🌹
۱۲ ماه پیشمیترار
0رعنای بی صفت برای پسرش *** می گیره
۱ سال پیشمیم
1ترس از دست دادن دارن ولی رفتنی بالاخره میره هرچه زودتر بهتر کمتر زجر می کشیم ،عمر مفیدمون رو تلف یه بی لیاقت نمی کنیم ،حالا مثلا دوتا بچه هم انداخت وسط این بلبشو که چی،آتیه هیچ وقت یه مادر درست حسابی که هیچ یه مادر معمولیم نمیشه وگرنه وابسته *** نمیشدن وقتی مادر خودشون بیست چهار ساعته پیششونه🙏🙏
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
سپاس از کامنتها دوست و مخاطب گرامی... امیدوارم داستان به خوبی جذبتونکرده باشه🌺🙏
۱ سال پیشم.ر
1عذر خواهی بزرگترین اشتباه هستش😭😭😭
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، وقتی مقصر نیستی عذرخواهی نشونهی ضعفه و ستم در حق خودته😥
۱ سال پیشمریم
2چقدر خوشحالم که رمان یجوریه ای که انگار زندگی یکی از اطرافیان یا حتی خودمونه یجورایی انگار واقعیه و من با چشم خودم دیدم آدمای حرمت نگه دار و مهربون اکثرا گیر آدمای نمک نشناسی میوفتن حیف مهتاب و سیاوش
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
برای منم باعث خرسندیه که اثرم رو تا اینجای کار دوست داشتید🥰🥰🥰
۱ سال پیشSedi
1واقعا چه خواهر و برادر گیجی هستن. ترس از دست دادنش دیگه چه *** ایه. آخه آدم عاقل اینقدر به خودش بد میکنه. والله غرورم خوب چیزیه...
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
از نظر من گیج نیستن، متاسفانه حرمتنگهدار و بی اندازه بردبارن... و صد حیف که وابستگی زیاد همیشه ترس از دست دادن رو بیشتر میکنه. و متاسفانه طرف مهتاب ارزشش رو نداره
۱ سال پیشSedi
1احترام شایسته ی کسی هست که از جایگاهش سوء استفاده نکنه، با حکم مادری یا همسری قرار نیست برده و کنیز بگیرن. صد البته این تفکر باید در سطح جامعه رشد کنه که اول خودت رو بشناس و خودت رو عمیقا دوست داشته باش به خودت احترام بگذار تا بقیه بهت احترام بذارن وگرنه صلاح خویش خسروان دانند...
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
👌👌
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
متاسفانه آب عقل و عشق تو یه جوب نمیره... 😔😔 ممنونم از کامنتهاتون🌺🙏
۱ سال پیشطاهره
3دختره دیونه عاشق و کور حالا انگار شوهره چه تحفه ای هست من به جای سیاوش بودم زنده نمیذاشتمش
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
متاسفانه، عشق آید بَرد هوش دل فرزانه را... 😔😔😔
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0چقدر بی پناهی بده