بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت شصت و چهارم :
یک ماه پس از شروع به کار مژگان، سیاوش او را برای تعیین تکلیف، به اتاق کارش فراخواند. مژگان با سهلانگاری هفتهی گذشتهاش امیدی به ادامهی این کار نداشت. علیالخصوص که از آن اتفاق تا امروز هیچ نرمشی از سیاوش ندیده بود و برعکس هفتهی پرکار و سختی را پشت سر گذاشته بود.
آخر شب آتیه را تا اتاق همراهی کرد و بچهها را خواباند. به درخواست سیاوش و طبق عادتِ اکثر شبها قهوهای کمکافئ
لطفا صبر کنید...

فخری
0مریم بانوی خوش قلم خدا قوت عزیزم عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا ❤🌹❤🌹