پارت نوزده :

آتیه پس از شام و جمع کردن میز بلافاصله فنجانی قهوه برای سیاوش و خودش ریخت. در کنار شیرینی کیک قلب‌شکل کوچکی هم روی میز گذاشت که شمع رویش صفر بود. رو به سیاوش لبخند شیرینی زد و گفت:
- شیرینی قبولیم رو نمی‌خوری؟
سیاوش نون خامه‌ای برداشت و همراه قهوه‌اش خورد اما چشمش هم‎چنان قفل شمع روی کیک بود:
- تا جایی‌که می‌دونم، من فروردینی‌ام و تو هم مهر ماهی هستی ولی الآن اردیبهشته. پس Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون از قلم زیباتون عالی بود عزیزم خسته نباشی قلمت مانا 🌹❤🌹❤

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    جقدر این دختر احمق ونمک نشناسه،بخاطر بهروز که حتی عرضه یه خواستگاری هم نداشت داره زندگی خودشو رو تابود می کنه،از اول ازدواجش اشتباه بود حالا بچه دار شدن یه اشتباه بزرگتر

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    آتیه کلا زن ناسازگاریه🤦‍♀️ ممنونم از همراهیتون🌺🙏

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    1

    انتخاب ماه تولدشون با توجه به شخصیتشون کاملا هوشمندانه بود . خدا قوت

    ۲ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم، و چه عالی که به جزئیات داستان دقت دارید🥰🙏

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    خدا کنه هردوشون زود به آرامش برسن.

    ۲ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم که همراهیم می‌کنید و کامنت می‌ذارید♥️🙏

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️