بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت چهارم :
در طول مسیر فقط صدای موسیقی و خوانندهاش بود. مهتاب حرفی برای گفتن نداشت و طبق عادتش به مردم سواره و پیاده نگاه میکرد. اما ذهن سیاوش مشوش بود. اینگونه خواستگاری رفتن را دوست نداشت و در این فکر بود که کاش یک بزرگتر با او همراه میشد تا مهتاب بیتجر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فخری
0ممنونم مریم بانوی عزیز قلمت عالیه مرسی از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹❤🌹