به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت نود و چهارم :
فصل یازدهم
طلسمی از جنس خاطرات
- غلط نکنم جذابتر از خوابی که دیدم وجود نداره. همه چیز واقعاً خیلی عالی بود و حس میکنم شاید هوای خفهی انبار روی روانم اثر کرده! شاید خوابپیما شدم.
مایا خندهی آرامی کرد و در جواب چند قدم تندتر برداشت تا جلو بیفتد:
- خوابپیما دیگه چیه؟! من اولین باره این کلمه رو میشنوم. اگه واقعاً اینجوری باشه، تامپرِ ما آیندهی شارلو رو دیده.

لطفا صبر کنید...

فاطی
0کم کم یه چیزی ذهنم و قلقلک میده مثل اینکه داره حافظه ام برمیگرده..این نشونه ی خوبیه