پارت نود و چهارم :

فصل یازدهم
طلسمی از جنس خاطرات

- غلط نکنم جذاب‌تر از خوابی که دیدم وجود نداره. همه چیز واقعاً خیلی عالی بود و حس می‌کنم شاید هوای خفه‌ی انبار روی روانم اثر کرده! شاید خواب‌پیما شدم.
مایا خنده‌ی آرامی کرد و در جواب چند قدم تندتر برداشت تا جلو بیفتد:
- خواب‌پیما دیگه چیه؟! من اولین باره این کلمه رو می‌شنوم. اگه واقعاً اینجوری باشه، تامپرِ ما آینده‌ی شارلو رو دیده.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    کم کم یه چیزی ذهنم و قلقلک میده مثل اینکه داره حافظه ام برمیگرده..این نشونه ی خوبیه

    ۱ سال پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    بله بله خوب توصیفش کردین!

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️