پارت بیست :

پرتو دستی بر روی موهای بیرون آمده از شالش کشید و بی‌درنگ سرش را بالا آورد. مردد گفت:
- باید فکر کنم، بهم وقت بده. من...
سرش را شرمنده پایین انداخت، چرا سریع رد نکرد؟ چرا نگفت هرگز این کار را نمی‌کند؟ آوید به او حق داد، این که یک نفر از ناکجا آباد به یکباره به دختری درخواست ازدواج دهد بدون آن که او را بشناسد یا حتی بداند کیست، عجیب به نظر می‌رسید؛ اما این را هم می‌دانست که پرتو نبای

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زیبا

    0

    واقعا بی پولی تو این دنیا ناعادلانه خیلی سخته طوری که دیگه باید بعضی رویا های نشدنی رو و حتی خواسته های ساده رو هم با خودت به گور ببری و در طول عمرت حسرت شونو بکشی😞❤️ 🩹 و آدم باید حتی بیشتر از قبل قدر داشته هاشو دونست

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا همینطوره، قدر داشته ها رو باید دونست.

    ۱ ماه پیش
  • Alireza

    1

    بی پولی بد دردیه پس بگو چرا میخواست دخترشو سروسامون بده آخه 😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه

    ۱۱ ماه پیش
  • Alireza

    1

    جالب شد ادامه اش رو بخونم

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    جای خوشحالیه.

    ۱ سال پیش
  • رها

    1

    این جزو قشنگترین رمان هایی هست که دارم میخونم.دمتون گرم✨

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث افتخار ماست.

    ۱ سال پیش
  • نازنین

    0

    پارت 26به بعد جالب میشه که متاسفانه دانلود نمیشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باید از توی اپلیکیشن مطالعه کنید.

    ۱ سال پیش
  • نازنین

    1

    مادرش باید به دخترش اصل قضیه می گفت

    ۱ سال پیش
  • ترکفر هستم

    1

    آدم خوب تو دنیا کم است

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه

    ۱ سال پیش
  • ترکفر هستم

    1

    خدا به فریاد دختره برسه

    ۱ سال پیش
  • ترکفر هستم

    1

    داره عالی میشه

    ۱ سال پیش
  • باران

    1

    عالی بود، قلمتون مانانویسنده های عزیز

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم دوست عزیز

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    فدای همه ی مامانا که دلاشون دریاست حتی اگه غر بزنن 😘😘💜🌟

    ۲ سال پیش
  • خیلی خیلی رمان زیبای

    2

    قلمش قوی و آدمو جذب می کنه برای منی که سالیان زیادی رمان خوندم و الان همه رمانا آبکی شدن این رمان منو جذب کرد ممنونم از نویسنده

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث افتخار ماست.

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    واقعا دست تنگی سخته و دلم ب حالش مادر پرتو میسوزه

    ۲ سال پیش
  • رمان جالب است

    0

    جذاب شده رمان

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    وای بمیرممم...چه گناه دارن

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️