پارت چهل و هشتم :
اول دست زیر بازوی سوفی انداخته بلندش کرد، بعد هم کمک کرد امید بنده خدا بلند شود. چشم در چشم که شدیم و قیافه زارش را دیدم، دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و پِقی زیر خنده زدم. لنگلنگان سمت ماشین میآمد و در همان حال هم غرغر میکرد. در را باز کرد و همانطور که مینشست و آخ و اوخش درآمده بود، با قیافهای کج و کوله به شوخی غرید:
- نخند ماهی.
بیشتر خندیدم که در سمت من باز شد و سیاوش سو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لیلی
0چقد دلم برای سیا سوخت😢
۱ سال پیشپرنیا
1ماهی وارد میشود 😂😂
۱ سال پیشالهام ۲۴
0غصه نخور ماهی خدا یک دونه خوبشو برات کنار گذاشته 😢
۱ سال پیشفاطمه عطایی
0خیلی عالی بود خسته نباشید
۱ سال پیشآمینا
2وای ماهی چرا یهو جنی شدی،امید بدبخت که حرف عاشقانه نزده بود تو خودت برای خودت خیال بافتی.حالا امید وسیا باید جن حلول یافته در تو رو دریابن😂😂
۱ سال پیشA-a
1عالی وپر از طنز ممنون خسته نباشید👌👏👏👏🍀🌸🍀
۱ سال پیشمهلا
0💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
۱ سال پیشسهیل۲۸
2دمت گرم فاطمه جانم خیلی عالی بود هم پارت و هم اطلاعاتش😘😘👏👏🥰🥰🪻🪻
۱ سال پیشفاطمه ❤️
2ممنون فاطمه جونم عالی بود 💜🌟💜🌟 ماهلین بیچاره بمب ساعتی بود منفجر شد مامان فخری گفت مواظب دلت باش فک کنم نرگس اینم لو داده خدا لعنتش کنه😂
۱ سال پیشاکرم بانو
1آخی،سیا به خاطر ماهی خوشحال بودو اونوبرد جایی که دوست داره
۱ سال پیشHadis
4اتقدر رو این دختر فشار بوده بالاخره تلنگر آخر منفجرش کرد ترکشاشم خورد به سیاوش که خودش دائم الانفجاره منتظر تحولی عظیم در سیاوش هستیم و استارت عاشقانه ای جدید بین این دو گل نوشکفته 😁😂😂😂😂
۱ سال پیشنیلوفر آبی
1ماهی رفتار امید عاشقانه دوست داشتن میدونه ولی فکر کنم از طرف پدرش مامور شده بخاطر همین پدرش داره ازش دفاع میکنه ممنون عالیه واقعا خسته نباشید عید فطرتون مبارک ایشالله خوشبخت سعادتمند باشید
۱ سال پیشساناز
0🧡💜🤎💛🩶🤍❤️🩵💙💚
۱ سال پیشZarnaz
1چقدر این سیا ما لجبازه خوب بیا برو مامانتو ببین گناه داره🥺❤️حتی اگه بدم باشه بازم مامانته❤️
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
0راستی ازین به بعد یادم باشه آبو باپام بخورم محض تنوع😁😂😂😂