پارت چهل و هفتم :

لب برچیدم:
- خیلی ساله همو ندیدن؟
سر تکان داد:
- چهارده سالی می‌شه.
سر سمتش کج کردم:
- زنگ هم بهشون نمی‌زنه؟
نوچی کرد:
- نه مرتیکه خر لجباز. منِ گردن شکسته رو کرده واسطه از طرف بدهکار باباش مثلاً که دم گور وصیت کرده بدهی‌شو با اینا صاف کنه. منم مثلاً بچه اون خدا بیامرزم، افتادم دنبال صاف کردن بدهیاش و عمل به وصیتش. مادر بدبختش که اصلاً قبول نمی‌کرد اولش. همه‌اش میâ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... سیاوش
تصویر شخصیت امید در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... امید
تصویر شخصیت ماهلین در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... ماهلین
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hadis

    3

    به به چه میکنه سوفیا با یه حرکت امید رو پخش زمین میکنه نان پدر شیر مادر حلالت پهلوون 😂😂😂😂 خداییش سیا و ماهی خیلی به هم میان، امید بیشتر شبیه یه دوست خیلی خوبه تا شوهر واسه ماهی

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    خدابگم چی کارت نکنه دختر بااین کامنتت یادنقی معمولی تومسابقات کشتی افتادم😂🤣

    ۲ سال پیش
  • م.م

    0

    آره، فک کن ماهی و امید باهم برن صبح تا شب در حال خندیدنن🤣

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    وااییی😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • پرنیا

    1

    امید فک کنم سوفی رو باید گردن بگیری

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    فک کنم آخرش امید مجبور بشه پیرزن پر حاشیه رو بگیره😂😂دلم برا سیاوش سوخت 💜🌟

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    غک میکنم امیداز طرف بابامصطفی ست

    ۲ سال پیش
  • سارا

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🤎🧡🧡💛🩶🤍🩵❤️💜💚

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    حاجی قدوببین یاخداحاجی فیس وببین یاخدا حاجی قدوولش فیس و ولش حاجی تیپ وببین یاخدا یعنی فقط برای سوفی خونده شده 🤣امیدبایداین گردن بگیره بی بروبرگرد😂🤣

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    وای طفلی سیا چه خواهروبرادربی چشم ورویی داشته وگناه داره مادرپیرش بره دیدنش پیرزن بیشترازاین چشم انتظارنمونه فک کنم اگه ماهی بگه بره دیدنش بره نظرشماچیه؟😉

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    عالی بودفاطمه جون فک کنم سیابرنامه داره برای ماهی این طورشنگوله سوفی روهم برای این میاره که دم به دقیقه به ماهی بگه شوهرته به سیابگه از زنت بدم میاد🤣🤣😂

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    یعنی سیا چی زده بود آنقدر شنگول بود واقعا 🤔وایییی فقط سوفی که جو رو دید بعد چند وقت 🤭🤭عالی بود مرسی فاطمه جونم بی صبرانه منتظر پارت بعدیم 💋💋

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    آخی مامان سیا حالش خوب نیست 🥺🥺دلم سوخت کاشکی سیا بره که مامانش ببینتش🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    چقدر خانواده سیا گاو هستن 😡😑 این همه سختی کشیده بهترین جهیزیه برات فراهم کرده میگی وظیفه اش بود😒😡خیلی بیشعورید😡😡این گاو و *** و بیشتر می فهمن تا شما دوتا خواهر و برادر😡😡

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    2

    عالی بود مرسی فاطمه جونم ❤️❤️طاعات و عبادات توهم قبول باشه عزیزم ❤️🙏تعطیلات خوش میگذره جات سبز💋❤️به تو چی خوش میگذره؟

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️