آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت پانزده :
ا هیمن نقشه ای طراحی کرد و با هر سه آنها در میان گذاشت نقشه ی ناجوانمردانه ی بود اما بالاخره باید آشتی را از اتاق بیرون می کشاندند هیمن کنار در اتاق ایستاده بود و با سر به آنها فهماند که
شروع کنند.
آگرین چنان جیغی کشید که خودهیمن از ترس چند سانتیمتری از جا پرید.
_ بابا جون تورو خدا پاشو. مامان بیا ببین بابا چش شده، بابا جواب بده.
نازدار هم به او ملحق شد و هر دو آن قدر طبیعی نق
لطفا صبر کنید...

م
1چرا از تصفه پارت دوباره پارت قبلی تکرار شد؟