چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت نود و پنجم :
***
حرارت آفتاب کمرنگ، بر سایههای بلند دیوارهای آجری کلانتری نشسته بود.
در حالی که به دیوارهای سرد و بیروح اتاق زل زده بود، در ذهنش بذرهای فراوانی از فکر و تأمل کاشته بود. آن پرونده مملو بود از حقیقت و دروغ که بهیکدیگر میآمیختند و هر گوشهاش داستانی برای گفتن داشت.
روزهای تلخی را میگذرانید؛ به تلخی زهری که آرام از گلو پایین رود و حناق شود.
تقه که به در اتاقش نشست
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

حنانه بامیری | نویسنده رمان
من تو نسخه نهایی چاپ اسامی رو تغییر دادم متاسفانه در بعضی پارت ها فراموش کردم اصلاحشون کنم. بی دقتی من رو ببخشید. شرمندم
۲ سال پیشSky
0دشمنتون شرمنده❤ سوال برام پیش اومده بود، ممنون از توضیحتون💗🌹
۲ سال پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
عزیزید
۲ سال پیشA-a
0عالی وپر از معما ممنون خسته نباشید👌👌👌👏💐👏👏🪻🪻🪻
۲ سال پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
ممنون از شما❤️
۲ سال پیشفاطی
0و چه سخت در میان کلمات و حروف ها گمشده ام..معمایی که مرا به هر سو میبرد..کاش صندلی راکی بود خودم را مهمان یه اسپرسو میکردم تلخ مانند پرونده روبرو..
۲ سال پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
چه زیبا مینویسید ❤️
۲ سال پیشفاطی
0نظر لطفته..موفق باشید
۲ سال پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
🥰😘❤️
۲ سال پیشآسمان
0عالی بانو جان 😌😌😌
۲ سال پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
ممنون از شما❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Sky
0خانوم بامیری جان چی شده اسم کارکتر هارو تغیر دادین؟! مهیار شده آرمین ماهان شده آهیل