پارت صد و سی و ششم :


از آینه‌ی جلوی ماشین و آینه‌های چپ و راست مدام اطراف را می‌پاید و دلهره دارد، ماشین را در کوچه‌‌ای فرعی و خلوت پارک می‌کند و خود را به ساختمان مجاور کلانتری که مختص بازپرسی پرونده‌های جنایی‌ست می‌رساند. خزهای کاپشنش را جلو آورده و عینک‌دودی رنگی روی چشم‌هایش گذاشته تا مثلا کمی چهره‌اش در استتار باشد. همراه تیم بازپرسی می‌رود تا صحت آدرس باغ را چشمی هم تایید کند. میانه‌های

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    زنه همون دختری نیست که عاشقش بود

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    1

    پرهام کجاست سوال این است🙏🤔

    ۷ ماه پیش
کپی شد!