آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت هفتم :
ـ آروین یه چند تا کارتن لازم دارم برام میاری؟
ـ تو پارکینگ چندتاکارتن بوددیشب ،بزارببینم هنوزم هست؟
ـ وایستا خودم میرم میارم.
ـ تعارف می کنی باهامون عمو جون ....الان میام.
با رفتن آروین هیمن سعی کرد از آشتی فاصله بگیرد چون ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نگین
0چرا این ادم نمیشه هیچوقت