آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت ششم :
سریع به سمت اتاق خواب رفت و در را قفل کرد.
آروین نادم از همه ی رفتارهایی که در گذشته با همسرش داشت.لب گزید و خوب می دانست برای
به دست آوردن دل آشتی باید صبوری کند .
چند روزی از آمدن آروین گذشته بود.محمد و آرتین امروز آمده بودند د ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

آمنه
0واقعا هم وراج شده حالا اومده انگار چه تحفه ای هست که میخواد از آشتی روی خوش ببینه