آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت پنجم :
وقتی با التماس آگرین را فرستاده بود تا به هیمن بگوید نمی تواند به آروین برگرددو او را می خواهد از زبان خواهرش و از قول هیمن شنیده بود که:
ـ همه چی رو فراموش کن آشتی.....همه چی رو....شوهرت زنده است و دیگر باید برگردی پیش اون.من به ناموس برادرزا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

رقیه
1حس میکنم آروین این دوتارو به هم میرسونه