مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست و سوم :
راهروی کلانتری شلوغ و پر رفت و آمد بود. کسی با صدای بلندش با موبایل صحبت میکرد و روند شکایتش را توضیح میداد... زنی با صورت کبود روی صندلی پلاستیکی نشسته بود و شوهرش را نفرین میکرد و دختر بچهی کوچکی با صورت اشک آلود به پایش میپیچید. چند نفری پرون ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
فاطی
00مهر پاکیزه ی کی بودی توووووو لعنتیییی😂😂