پارت هفتاد و یک :
توى راه خانه' به گیتى فکر مىکنم وقتى گفته بود: چى شد نگار؟ چرا آخرش به اینجا رسید؟ همهچى خوب بود. بیشتر از قبولیت تو دانشگاه، وقتى بهم گفتى سنتور رو شروع کردى، خوشحال شدم. فکر کردم بالاخره راه خودت رو پیدا کرد. یه کارى رو بهخاطر خودت، فقط بهخاطر خودت شروع کردى نه واسه دل مینو!
اولین بارى که به اصرار آیدا قلندرى قبول کرده بودم با او و دوستانش بیرون بروم، اواخر ترم اول بود. رفته بود
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
0بخاطر امیر محمد میگم،وگرنه خسرو که ماهه
۱۲ ماه پیشراز
0قلمت عالیه عزیزم
۱۲ ماه پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
عزیزید🙏🩷🥰
۱۲ ماه پیشاسرا
0احمدهمون دوستش قبل امیرمحمد🙏🤔
۱۲ ماه پیشلیلی
2اصلا دوس ندارم نظر بذارم چون میخوام بپرم پارت بعدی😅🤣🤣 آیا شما هم؟؟؟😂😂😂
۱ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🩷🙏🥰
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0کاش شده بودی زن همین احمد زردنبو😉😉😉😉