مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت چهل و هفتم :
سوران محیط اطرافش را از نظر گذراند و سوت بلندی کشید: «کجایی خانمجون ببینی آرمانت چه سر و وضعی بههمزده! قربونت داداش؛ دست منم بگیر. دستیار آهنگسازی، نوازندهای، چیزی نمیخوای؟»
آرمان دست روی کمرش گذاشت و به جلو هدایتش کرد: «اگه هم بخوام اونی که به دردم میخوره سحره نه تو.»
_ تو بخوای به کار میام. البته اگه ازش پول خوبی دربیاد.
متفکر دست به چانه سایید و ادامه داد: «اگه هم با Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیزم😘
۹ ماه پیشوکیلی
0عصبانی شدم لادن واقعاکه رومخه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
👍👍
۱ سال پیشمهسا
0مثل همیشه فوق العاده. مرسی بابت پارت بلند❤😘😘
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیزم💝
۱ سال پیشهاله
1قبول کنین سوران خیلی مظلوم واقع شده توی داستان. همایون هم به عنوان پدر بی نظیره. به وقتش مهربون ، به موقع هم سختگیر
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
موافقم
۱ سال پیشهیوا
0وای خدایا از دست لادن روانی دارم دیونه میشم استرس گرفتم قلمت مانا عزیزم مثل همیشه عالیی
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۱ سال پیشهیوا
0وای خدایا از دست لادن روانی دارم دیونه میشم استرس گرفتم قلمت مانا عزیزم مثل همیشه عالیی
۱ سال پیشهستی
0خدا آخر این قصه روبخیر کنه
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤🌸
۲ سال پیشاکرم بانو
2کینه چشمای لادن رو کور کرده،کاش یکاری میکردن تا پیرنشده،مثلاپولاشو میگرفتن ببینیم بدون پول چ غلطی میخواد بکنه
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کاشکی
۲ سال پیشباران
0رمانش دوستدارم هنوز این پارت نخوندم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤❤❤
۲ سال پیشباران
0رمانش دوستدارم هنوز این پارت نخوندم
۲ سال پیشسمانه
0سلام عیدتون مبارک انشالله سالی پر از شادی و سلامتی داشته باشین فکر میکنم ارمغان و مهرتا یه جوری با هم نسبت دارن و خدا لادن رو لعنت کنه که دست از سر اینا بر نمیداره
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
سلام. مرسی عزیزم🌸🌱
۲ سال پیشMaryam
0سلام نویسنده جان ممنون بابت پارت هدیه عالی بود عیدتون مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشید ای لادن بمیری نویسنده جان لا کشتن لادن منو شاد کن چقد سوران و آرمان گناه دارن با اینکه آرمان اشتباه کرد ولی بازم دلم براش میسوزه فکر کنم ارمغان و مهرتا یه رابطه ای با هم دارن کاش یه دوستی مثل سحر داشتم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
سلام. ممنون عزیزم🌸
۲ سال پیشم.ر
0چه کنه شده لادن🥴🥴
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😑😑
۲ سال پیشآمنه
0سلام وتبریک عید نو رو به شما وهمه خواننده این رمان والبته بگم رمان عالی وجذاب هست خواهشا این لادن نفرین شده رو از بین ببرین تا اینها سر زندگیشون بمونن
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم. چشم❤
۲ سال پیشA-a
0رویا جون عیدتون مبارک سالی پر از شادی وسلامتی وموفقیت پیش رو داشته باشید🌷🍀🪻☘️🌷
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم. همچنین🌸
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آتنا
0نویسنده جان رمانت خیلی قشنگه اما با کشته شدن لادن خوشحالم کن اینکه مهرتا و کاوه نتونن باهم بمونن واقعا منطقی نیست