پارت چهل و ششم :

راستین پشت فرمان نشست و مشمای داروها را به مادرش سپرد. سوسن قرص‌های رنگارنگ را زیر و رو کرد. قرص‌های قلبی که با هربار مراجعه به پزشک، دُزش قوی‌تر میشد. پزشک معالج ارمغان پس از معاینه و دیدن نوار قلب و سایر آزمایشات تکراری در حضور دخترک بدون حرف، با حرکات سر و چشم فهماند که وضع قلب ناکوکش مفتضح‌تر از سابق است. صف طویل پیوندی‌های قلب و گروه خونی نایاب، شرایط را برای ارمغان خاص و خطرناک کØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هاله

    2

    نویسنده هر چی کراشه ریخته تو این داستان. کاوه ، راستین ، علی. حتی ارمانم حالا که پشیمونه کراشه. قصد جون ما رو کردی رویا جون؟

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😎😎😎

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    وای خدا لعنتت کنه لادن یه روانیه امیدوارم به خواسته پلیدش نرسه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😢

    ۲ سال پیش
  • Zoha

    1

    وایییی خدا ببین چقدر کاوه مهرتا رو دوست داره اگه دیرتر به خودش اونده بود الان با جنازه ی لادن رو به رو بودیمممم خدایا یه مرد مثل کاوه هم بهمون بده .. همگی بگین آمین راستی رویا جون سال نو مبارک♥️🌷

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    الهی عزیزم😊 سال نو شما هم مبارک

    ۲ سال پیش
  • پورسخایی

    1

    سلام من از رمان خیلی خوشم امده از طرز نوشتیارش راضیم چون ادم جذب می کنه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سلام. ممنون از لطفتون

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    1

    سلام ممنون از نویسنده عزیز بابت پارت قشنگتون پیشاپیش سال نوتون مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشید چقد رابطه راساین و ارمغان قشنگه امیدوارم هر چه زودتر ارمغان حالش بهتر شه و با راستین ازدواج کنه کاوه هم که عالیه چه قشنگ حال لادنو گرفت لعنت بهت لادن خدا کنه زندگی کاوه و مهرتا خراب نشه من نگرانم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. سال شما هم مبارک. پر از خوشی باشه براتون. ممنون از لطف و نظرت خوبتون به داستانم.🌸❤

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    0

    لادن خیلی وقیحه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    0

    ممنون بابت پارت و اینکه پیشاپیش سال نوتونم مبارک

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    خواهش میکنم عزیزم. سال نو شما هم مبارک

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    بسیار زیبا به نمایش گذاشتی نویسنده عزیز 🧡🧡

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    خواهش میکنم من😘

    ۲ سال پیش
  • ام البنین

    0

    خدا به داد کاوه برسه باز باید چه غم و سختی رو تحمل کنه لعنت به لادن

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    لعنت بهش

    ۲ سال پیش
  • راز

    1

    این دیگه کیه ی ماره نه نه نه ی افعیه ای خدا زندگی این دوتا رو خراب نکنه ک اگه باز مث قبل ک مهرتا از آرمان جدا شد و حالا دوباره از کاوه جدا بشه و ب دروغ اسم خیانت از طرف مهرتا یا کاوه دوباره تکرار بشه و این دوتا دوباره جدا بشن و لادن ب هدفش برسه رمان جالب نمیشه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    قربون نگرانی‌تون

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    1

    ای برذات بدت لعنت لادن اگه گذاشت کاوه زندگی کنه.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    دایناسوره

    ۲ سال پیش
  • مهدیا

    0

    خدا محوت کنه لادن. به خدا اگه باعث کدورت بین مهرتا و کاوه بشی خودم به جای کاوه خفت میکنم.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😁😁

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️