پارت چهل و هفتم :

سوران محیط اطرافش را از نظر گذراند و سوت بلندی کشید: «کجایی خانم‌جون ببینی آرمانت چه سر و وضعی به‌هم‌زده! قربونت داداش؛ دست منم بگیر. دستیار آهنگسازی، نوازنده‌ای، چیزی نمیخوای؟»
آرمان دست روی کمرش گذاشت و به جلو هدایتش کرد: «اگه هم بخوام اونی که به دردم می‌خوره سحره نه تو.»
_ تو بخوای به کار میام. البته اگه ازش پول خوبی دربیاد.
متفکر دست به چانه سایید و ادامه داد: «اگه هم با Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آتنا

    0

    نویسنده جان رمانت خیلی قشنگه اما با کشته شدن لادن خوشحالم کن اینکه مهرتا و کاوه نتونن باهم بمونن واقعا منطقی نیست

    ۹ ماه پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم😘

    ۹ ماه پیش
  • وکیلی

    0

    عصبانی شدم لادن واقعاکه رومخه

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    👍👍

    ۱ سال پیش
  • مهسا

    0

    مثل همیشه فوق العاده. مرسی بابت پارت بلند❤😘😘

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💝

    ۱ سال پیش
  • هاله

    1

    قبول کنین سوران خیلی مظلوم واقع شده توی داستان. همایون هم به عنوان پدر بی نظیره. به وقتش مهربون ، به موقع هم سختگیر

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    موافقم

    ۱ سال پیش
  • هیوا

    0

    وای خدایا از دست لادن روانی دارم دیونه میشم استرس گرفتم قلمت مانا عزیزم مثل همیشه عالیی

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۱ سال پیش
  • هیوا

    0

    وای خدایا از دست لادن روانی دارم دیونه میشم استرس گرفتم قلمت مانا عزیزم مثل همیشه عالیی

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    خدا آخر این قصه روبخیر کنه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤🌸

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    کینه چشمای لادن رو کور کرده،کاش یکاری میکردن تا پیرنشده،مثلاپولاشو میگرفتن ببینیم بدون پول چ غلطی میخواد بکنه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    کاشکی

    ۲ سال پیش
  • باران

    0

    رمانش دوستدارم هنوز این پارت نخوندم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • باران

    0

    رمانش دوستدارم هنوز این پارت نخوندم

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    سلام عیدتون مبارک انشالله سالی پر از شادی و سلامتی داشته باشین فکر میکنم ارمغان و مهرتا یه جوری با هم نسبت دارن و خدا لادن رو لعنت کنه که دست از سر اینا بر نمیداره

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سلام. مرسی عزیزم🌸🌱

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    0

    سلام نویسنده جان ممنون بابت پارت هدیه عالی بود عیدتون مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشید ای لادن بمیری نویسنده جان لا کشتن لادن منو شاد کن چقد سوران و آرمان گناه دارن با اینکه آرمان اشتباه کرد ولی بازم دلم براش میسوزه فکر کنم ارمغان و مهرتا یه رابطه ای با هم دارن کاش یه دوستی مثل سحر داشتم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سلام. ممنون عزیزم🌸

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    چه کنه شده لادن🥴🥴

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😑😑

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    سلام وتبریک عید نو رو به شما وهمه خواننده این رمان والبته بگم رمان عالی وجذاب هست خواهشا این لادن نفرین شده رو از بین ببرین تا اینها سر زندگیشون بمونن

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم. چشم❤

    ۲ سال پیش
  • A-a

    0

    رویا جون عیدتون مبارک سالی پر از شادی وسلامتی وموفقیت پیش رو داشته باشید🌷🍀🪻☘️🌷

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم. همچنین🌸

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️