پارت نود و پنجم :

پارت جدید

با تعلل و قدم‌هایی سنگین، وارد اتاق شد، دیوار کوب زرد را روشن کرد و عطر آکوآکیس را که جدیدا مطلوبش شده بود به سینه کشید. این اتاق را دوست داشت؛ اتاقی مستور میان پرده‌های ضخیم که نفس نمی‌کشید و‌ سنگینی مرگ در دیوارهایش رخنه کرده بود. چیزی که زنده نبود، اما حضورش را هم نمی‌شد انکار کرد!
بی‌صدا به سمت کمد رفت. دستانش، آرام اما مطمئن، دستگیره‌ی فلزی را گرفتند و انگش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    وای خدا کنه بلایی سر تپش نیاره استرس گرفتم. ممنون از رمان بی نقصت عزیزم عالی پیش میری قلم زیبات مانا 💞💞💞💞💞💞💞

    ۵ ماه پیش
  • هیوا

    0

    وای وای خدای من استرس گرفتم خدا کنه سر تپش بلایی نیاد منوکیارزم باهم میمیریم

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    حق داری دختر خوشگل👀😌

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    2

    کسی که *** میکنه به بچه ..قطعا در کودکی بهش *** شده و قربانی بوده..اینکه *** میکنه و میکشه نشان دهنده ی تروماهای شدید ومتنوع از کودکی بوده والان جانی شده..اینکه باکشتن بچه به قدرت میرسیده یعنی درکودکی خیلی روحش با آزارهایی که میدیده ضعیف شده بوده..قطعا حمید آرش امین دراکولا گذشته ی بدی داشته.

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    چه تحلیل قشنگ و کاملی 👏🏻❤️ به‌به به این مخاطبای دانا و باهوش😍 رشته‌ت روانشناسیه دخترم نه؟

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    بله ملیکا بانو..بله روانشناسم💙 اما شاغل نه😎 مطالعه دارم

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    موفق باشی عشق‌جانم... فکر کنم شیپورفرشته هم باب میلت باشه پس😍😍

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    قطعا اما هنوز نخوندمش💙

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    الان دراکولا مجموعه ای از اختلالات شخصیت رو انگار باهم داره..ترکیبی.. من از قسمت اول سرسری گذر کردم اون قتلی که انجام شده بود بدست حمید اون قتل تپش بود یا قربانی دیگر بود؟!

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دقیقا... و قسمت جالبش هم اینه که کاملا به اختلالاتش مسلطه👀😎 اون قتل برای حمید و مهشید بود.

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    مهشید همون مو شرابی است همسر حمید؟ مادر بچش؟ تسلط در اختلالات یعنی عمق فاجعه در روان فرد یک شخص ناسالم.. امیدوارم به خیر بگذره ممنون از نویسنده محترم

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نمیدونم که👀😎😂 دقیقا دختر قشنگ❤️

    ۸ ماه پیش
  • ازیتا

    0

    حتما همینطوره ...بابارنفسم سر اومد میخوام ببینم چی میشه واقعا نگران تپش هستم 🤔🤔😦😦😦

    ۱ سال پیش
  • مبینا

    0

    اون جا که نوشته بود بچه های افغان رو میکشته قلبم به درد اومد. نمیدونم چرا رو بچه ها حساسم. این که بهشون *** میکرده و مثله شون میکرده رو نمیتونم تاب بیارم😭

    ۱ سال پیش
  • عالمه

    0

    کیارزم و عشقش دوست داشتنیه

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مثل شما که انقدر دوست‌داشتنی و عزیزی❤️😌💋

    ۱ سال پیش
  • شکیلا

    0

    ارش همون دراکولاعه میدونین چرا؟ چون تو یه قسمت ارش داشت با خودش میگفت موی کوتاه شرابی به تپش میاد و معشوقه دراکولا هم موی کوتاه شرابی داشته که اینجا دوباره تکرار کرد 😃

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عشقم شما دوره ی فشرده زیر نظر استاد شرلوک هلمز گذروندید؟🫣😂 مخاطب باهوشم بدبختی داره

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    امیدوارم بلایی سر تپش نیاره

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    دراکولا روانیه عوضیه و نمیدونم باید چی بهش بگم مرگ هم کمشه😣

    ۱ سال پیش
  • سارا

    1

    آگر آرش دراکولا باشه که یک جنایت کار روانی داغونه😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اره واقعا😥

    ۱ سال پیش
  • نشمین

    1

    آرش با همین چرب زبانی تپش و وابسته کرده بازم ک ی قدم از کیارزم جلو آرش میگه جوجه پلیس پس فهمیده کیارزم با تپش حرف زده رمانت عالیه عزیزجان

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    بلهه دخترا از راه گوش عاشق میشن متاسفانه🥲

    ۱ سال پیش
  • زیبا رو

    2

    واقعا دخترا تشنه ی این جملات عاشقانه هستن و خیلی زود گول آدمهای زبون باز رو میخورن یه انتقاد به نویسنده جان:خیلی رجوع به اتفاقات گذشته زیاده چون رمان هفته ای یه پارت میادما تقریبا یکسری جزئیات یادمون میره رمان بی نقص اما به شرطی که پشت سر هم خونده شه اما تحت شرایط فعلی من خیلی مجبورم برگردم پارتای

    ۱ سال پیش
  • زیبا رو

    1

    در اد امه ی صحبت بالا:هی باید برگردم پارتای قبل و دنبال نکاتی بگردم که یادم رفته اما در کل خیلی داشتن جذابه عشق تپش و کیارزم هم واقعا قشنگه

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی شرمندتم و درست میگی رمان تماما سرنخ میده و پیوسته جلو میره باید مثل پازل بچینی و این وقفه خواننده رو اذیت میکنه🥲❤️

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم کاملا حق با توعه این رمان باید پیوسته خونده بشه من معذرت میخوام🥹❤️

    ۱ سال پیش
  • کراشم کیارزم

    1

    به کیارزم من میگه جوجه پلیس اییی خداااا

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • ام البنین

    1

    ممنون از رمان زیبات ،وایی یعنی آرش می دونه که کیارزم به تپش چی گفته

    ۱ سال پیش
  • سارا

    1

    بچم باهوشه😂😌 کلا چند قدم از کیارزم جلوتره😌😂 چ از نظر هوش زبون ربختن حیله کاری همه چیو باهم دارهه😌😂

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اره ماشالا😕😂 گل‌پسرت اقاست، فقط یکم جنایت‌کاره حاج‌خانم😂😂

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    زیبا نگاه شماست خانم و من ازش ممنونم😌❤️ پارت جدیدو بخوون🙊❤️

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️