پارت شصت و پنجم :

فصل بیست و نهم
خسرو
کارگاه بزرگ است و پر از سازهاى دست‌ساز؛ گیتار. ویالون. ویالون سل. سه‌تار و کمانچه.
به جز ماهرخ همه‌یمان یک دوره‌اى موسیقى رفته‌ایم. من گیتاربرقى. مرسده سه‌تار و مهسا گیتار اما مقطعى بود. مرسده مى‌گفت موسیقى به اندازه‌ى یادگرفتن زبان پشتکار مى‌خواهد که توى سن ما کم پیش می‌آید کسی داشته باشد. تازه این حرف را چند سال پیش زده بود اما نگار توى بیست‌سالگى س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    وای نگارم چقد غم داره این دختر تو دلش

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    مینوچجورمادری وای نگارچقدرغصه اش زیاد🙏💞

    ۱ سال پیش
کپی شد!