ساریژ به قلم اکرم رشیدی (آناهیل)
پارت صد و هجده :
زانو در بغل میگیرد و در تاریکی اتاق خیره به نقطهی نامعلومی فکر میکند. از طرفی نگران عمه است، از طرفی برایش عجیب است که پرهام دنبال شمارهی هدی بوده و از او نگرفته است، از طرفی دلبستگی به دیلان پای رفتنش را سست کرده است! اگر میتوانست دیگر هیچوقت برنمیگشت و تمام رویاهایش را فدای این عشق میکرد، دوست داشتن دیلان در روح و جانش لانه کرده و از آن گریزی ندارد. پاسخش را میدهد:
لطفا صبر کنید...

اسرا
1روجاقرارچه تصمیمی بگیره🙏