هوده به قلم مهدیه سجده
پارت چهل و هشتم :
رحیمی کلاه نمدی سیاهش را داخل مشتش گرفت:
- نه آقا اسممسمی روش نیست.
- باشه دستت درد نکنه.
در که بسته شد، بهنود جعبه را بین انگشتانش گرفت. عنبیههای سیاهش به چشمان درشت تهام رسید و جعبه را برداشت. به داخلش و ساعت مارک رولکس با بند استیل و زمینه آبی نیلی رنگ نگاه کرد. این هدیه گران قیمت از طرف چه کسی بود؟
- بهنود چی داخلشه؟
بهنود جعبه را سمت تهام گرفت و ابروهایش در هم گره Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ثریا
2عالی بود عزیزم
۲ سال پیشثریا
2وای کاش زودتر این ماجرا تموم بشه من دیگه تحمل شو ندارم 🥲
۲ سال پیشاکرم بانو
2یه لحظه فک کردم بندساعته به بمب وصله بس ک این قاتل عجیب غریبه😢
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ببین این قاتل با ما چه کرده از همه کاراش میترسیم🫠
۲ سال پیشزهرا
3وای قاتل فرستاده ابن جعبه رو؟ بهنود دیگه نمیکشه منم دیگه نمیکشم😁😩
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دیگه باید ادامه رو بیینیم که چی میشه 🥺🙈🙈
۲ سال پیشZahra
1عاشققققق این رمانممم
۲ سال پیشنفس
2ممنون از پارت یهویی لطفا بازم ازین کارا انجام بده 🥲❤️ بهنود زمبسه آخر افقی میشه
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
حتما عزیزدلم هروقت بتونم یه دفعه پارت میذارم خوشحال بشین❤️ این بچه ارامش نداره
۲ سال پیشبرکه
2ببین ناموسا دیگ داره پیچ در پیچ میشه دارم گره میخورم ولی دارم فک میکنم اگ از کسی بدم بیا حال و حوصله ای همه نقشه ندارم تا طرف دچار گر گیجه کنم مستقیم میرم بالا سرش (من دل کشتن ندارم🥺)میگم کثافت بی ادب من قهرم میام خونه میخوابم ایش
۲ سال پیشنفس
2من یه دلیل دیگه دارم برای اومدن اینجا خوندن نظرات برکه هست 🤣🤣زهر ترسناک رمانو میگیره
۲ سال پیشبرکه
1اوی اوی دورت بگردم اخه موش موشی ذوق
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
پیچ نخوررر من کمکت میکنم زمان بده رمان بره جلو به مرور همه چی روشن میشه 😂😂🤭 تو خیلی خوبی خود طرف خجالت میکشه اذییت کنه این قاتل خیلی بیرحمههههه
۲ سال پیشم.ر
1دوقاتل ما بایکی کنار نیومدیم دو تا چطور 🥴🥴🥴
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
فعلا کنار بیا تا بعدا یه فکری به جالشون بکنیم🤭🤭
۲ سال پیشبرکه
2ی چیز دیگ مرسی بابت پارت مهدیه جون ماچ و موچ
۲ سال پیشستاره
1این عدد خیلی مهمه که قاتل انقدر تکرارش می کنه؟ یعنی روز مرگ علیرضا هست؟ ساعته چی بود؟ یعنی ساعت علیرضا بوده؟ هوف من نمیکشم به خدااا
۲ سال پیشم
2چقدر پیچیده،این دوشهریور هشتادوهشت شاید روزمردن علی رضا باشه ،حالا این چیزا میفرسته معنی ایناچیه بغیراز تهدید،مثلا ساعت
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
این عددا همه معلوم میشه چیه یکم زمان بدین ❤️🌸 ساعت هم معلوم میشه ماجراش چیه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setareh
0من تو این لحظه اعلام میکنم دیگه نمیکشممممم...قلمت عالیه نویسنده جان خسته نباشی عزیزم ♥️♥️