پارت هشتاد :
خوابیدن یا دراز کشیدن چیزی رو درست نمیکرد.
فقط دو دقیقه از رفتن اون سگ هار گذشته بود که دست و پاهام شروع به لرزیدن کرد. قرص لعنتی نمیتونست اون درد فجیع رو فروکش کنه...
با پاهای لرزون وسط اتاق دور خودم میچرخیدم و با ناخنم ور میرفتم.
کسی نبود که ازش کمک بگیرم. لعنتی چرا همیشه دارم دنبال کمک میگردم؟ چرا خودم برای یه بار هم که شده نمیتونم یه چیزی رو درست کنم؟!
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
1کثافت *** میگه اندازه هالکت میکنم 😂 😂 ابراز علاقه هاشون بهم عالیه
۷ ماه پیشاسما
3منم دوست دارم بره با بهروز ولی با ایوار قشنگتره که
۱ سال پیشیسنا
8اوففففف ای من ریدم تو این وضع انقد که من از این اوضاع آشفته شدم خود نگار در این حد آشفته نیس بابا چرا چرا همش باید از چاله بیوفتن تو چاه 😭🤦 ♀️😭😭
۱ سال پیشمهین
5حمیده توروخدا دو دیقه بزار اینا بخندن به خدا که گناهه هی این بدبختارو اذیت می کنی:)😂
۱ سال پیش*-*
2نمیشه کات کنه بره با بهروز🙃🥲
۲ سال پیشMahtab
2ازجونت سیر شدی؟
۲ سال پیشعزراییل
2بخدا حمیده ایوار و نگارو از هم جدا کنی حلالت نمیکنم به خدا شکایتتو میکنم ( ببین کارمون به کجا رسیده! )
۱ سال پیشمهسا
0کاش میشد نگار هم با ایوار باش هم بهروز، جیغ
۱ سال پیشZahra
4وایی حمیده جون هرکی دوست داری این دوتا رو از هم جدا نکننن 😟🙏🏻
۱ سال پیشمرضیه
0وای وای اصلا نمی دونم چی بگم
۲ سال پیشمهتاب
3نباید جدا بشن نباید جدا بشن حمیده این دوتا رو جدا کنی یه ملت ملت که خودمم جزوشونم سرت خراب میشن
۲ سال پیشmayi
10دیگه واقعا نمیکشم این دوتا کات کنن خیلی کاپل خوبینننن ولی مشکلشون اینه ک بدبختن و نمیتونن همو درک کنن
۲ سال پیشآنیا
5نگارمظلومم وآیوارمظلوم ترم🥺🥺
۲ سال پیشفن حمیده جونننن
0وای دقیقا😂
۲ سال پیشالهه
4الهی بمیرم برای این رمان که همشون یه جوری بدبخت و مظلومن
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
1الان کار من ادمیزادیه که دوکلمه از حرفاشونو میخونم از شدت عصبانیت خونرو متر میکنم