پارت هفتاد و چهارم :


گوشی رو روی تماس امیر برای چندمین بار قطع کردم. بره به درک! بره با در و دافای دورش...

خدایا دارم می‌ترکم از حرص! اون عوضی منی رو که یه سال چشمم جز آیوار رو ندیده رو تا می‌تونه می‌کوبه ولی خودش فقط با ملکه انگلیس نریخته رو هم.

با حرص براش نوشتم:

- به جای اینکه به من زنگ بزنی برو دنبال دیاکو، حرومزاده‌ی آشغال!

با اسنپ به خوابگاه پسرونه برگشتم. از همون مسیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ماه

    10

    از بین عکسا یکی دیاکو مطابق با گفته های تو داستان بود.یکی پارمیس و رویا،به نظرم پسرا اصلا شبیه نبودن😂

    ۲ سال پیش
  • ....یه کی هست که

    3

    چرا ارمان هم شبیه بود اما خدایی امیر اصلا ...

    ۱ سال پیش
  • mahya

    1

    دقیقا دیاکو زیادی پسرونه بود دخترا فوق العاده بودن بهروز خوب بود ولی میتونست بهتر باشه مهرداد عالی بود و بقیه اصلا شبیه نقششون نبودن

    ۹ ماه پیش
  • Kosar

    2

    تروخدا اون پدرشه یعنی بخاطر یه کتک که اونم هرکی بود میزد چون فکر می کرد تقصیر نگاره که همسرش مرده آدم صداشو واسه پدرش بالا میبره مگه آغااااااا پدر و مادر حرمت دارن خدایی

    ۱ سال پیش
  • عمه حامد

    5

    یه لحظه خودتو بذار جای نگار فکر کن بابات می دونه تو از مشروب و سیگار متنفری بعد تو سر اشتباه یکی دیگه تا مرز فلج شدن و کور شدن میری مامانت هم با دیدن حال تو می میره ولی بابات میاد تو رو که تازه از بیمارستان مرخص شدی رو کتک می زنه بعد وقتی می فهمه تو تقصیری نداشتی بازم از خونه بیرونت می کنه تو بودی

    ۱ سال پیش
  • عمه حامد

    4

    تو بودی برمی گشتی پیشش؟ هر پدر و مادری حرمت نداره

    ۱ سال پیش
  • اتوسا

    3

    ولی دیگه نگار داره بد میکنه پدره هرکی باه دپست داره ارزوی موفقیت رو ببینه هرشب جون کنده...💔🥀

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    1

    نگار زر نزن میام میزنم تو دهنت ها

    ۱ سال پیش
  • نازی

    1

    خوب من هم تو وضعیت نگارم ولی بازم نگار حق داره اسد بد کرد باهاش بی گناه مجازات شد

    ۱ سال پیش
  • e‌.w

    0

    حمیده جون یه سوتی دادی مگه در پارت های قبل ننوشته بودی اولین و اخرین روز در خوابگاه پسرانه اما اینکه شد دوروز! دقت کنید، صحنه چیه؟ 😂

    ۱ سال پیش
  • ^^^^

    7

    بیاید تند نریم نگار هم داره زیادی شلوغش میکنه همه مثل اون نیستن که پدرشون تا حالا یک بارم دست روشون بلند نکرده باشه یه سریا هستن که وضع هر روزشون همینه من از بین دوست های خودم واقعا دیدم

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    0

    😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • مهتاب

    1

    درستشم همینه اسد حق نداشت نگارو بزنه هیچوقت نمیتونه تاوان کارشو پس بده تنها کاری که میتونه کنه اینکه یه تریاکی اصل بشه و همین گوشه کنارای خیابون در تنهایی بمیره

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    1

    اسد ازدست رفتی خیلیم بدرفتی😏😏

    ۲ سال پیش
  • Mahtab

    0

    وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای واهاااااااااااییییبیی اسد دیگه داره حالمو بهم میزنه.

    ۲ سال پیش
  • Mahtab

    0

    اع آهنگ هومان...❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️