پارت ششم :
فصل سه
به محض رسیدن از سرکار به اصرار مادرش به حمام رفت که بوی الکل و اتانول بر بدنش نماند و سریع آماده شود. مشغول پوشیدن لباسهایش بود که با صدای ذوقزدهی معصوم یک تای ابرویش به بالا جهید.
- پرتو! فرشید پایین منتظرته. بدو سریع ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نازنین
0دارم می خوانم تا الان که خوب بود