پارت هجده :

قسمت پانزدهم



وقتی برای نماز صبح مامان بیدارم کرد فهمیدم که چه اشتباهی کردم و نمیتوانم نماز بخوانم .

بهانه آوردم که دلم درد میکند درد قبل از ماهانه دارم تا دست از سرم برداشت .

از صبح دیوانه شدم بودم .

به حمام رفتم که آلا گیر داد تو که دیشب حمام رفتی چرا دوباره میروی ؟

محلش نگذاشتم .

عصبی شد دو تا تیکه انداخت دیگر چیزی نپرسید .

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    تو خونه هر چی سخت بگذره..اگه دوست پسر داشتن یه چیز مهم ندانیم دلیل به کارا بعدی نمیشه..کار نها واقعا اشتباهه

    ۲ سال پیش
  • *.....*

    4

    از نها بدم اومد... چرا انقد خودخواهه.. 😐کار اشتباه میکنه بعد با توجیه الکی سر خودشو شیره میماله🤦🏻 ♀️

    ۳ سال پیش
  • Hamta

    2

    خیلی قشنگههه رمانت💖

    ۳ سال پیش
  • نهال

    1

    نهای بیچاره حالا با اینهمه فکر و خودخوری خودش و خفه نکنه صلوات😅عالی بود 😘

    ۳ سال پیش
  • دلنیا

    3

    عالی🤍

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️