پارت شصت و هفتم :
باورم نمیشد داشتم همچین مکالمه مشمئز کنندهای رو گوش میکردم.
پوریا با همون لبخندش ابروهاش رو چپ و چوله کرد و گفت:
- پس برو چربش کن که وقتمون تلف نشه.
- من که نیازی ندارم چربش کنم خودش کلا تو رو میبینه به احترامت چندتا اشک میریزه همون واست کافیه، نگران نباش نمیزارم دردت بیاد. دردات میمونه واسه رینگ!
اصلا هر چقدر هم رویا روم کار کنه بازم از نظر جنسی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
کیانا
5و منی که رو رادمان کراش دارممم،😂🤩گوگولیییی،دلم آب شد
۱ سال پیشRoghayyeh
1این پسر برا صبحونه دل و جیگر خورده حتما
۱ سال پیشیسنا
2آقا من یه سوال دارم تو پارت های قبلی که خوندم یعنی آیوار تو بچگی بهش *** شده لطفا جواب بدیننن😭
۱ سال پیش...
1و حالا ایوار خودی نشان میدهد
۱ سال پیشسلنا
1وایی ی جایمم نمیتونم بلند بخندم 😂😂😂ولی دمت گرم آیوار الان تو *** نگار عروسیه دیگ ولت نمیکنن
۱ سال پیشR.n
0🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۲ سال پیشمهتاب
1ایوار نمیدونی نگار داره غیرتی بازیو میبینه؟
۲ سال پیشآنیا
15موقیت آیوار.. درنمیزنم میام بافلاسک😅😅😅😅😅😅
۲ سال پیشباران
2وای آیوار عالیه 😂😂ذهنتو میبوسم حمیده جون با این داستان
۲ سال پیشرها
1وای عالیییبیی بود💜💜💜💜 وای آفرین به آیوار
۲ سال پیشسمیین
2🤣🤣🤣جون بهت ایوار
۲ سال پیشمیم
3ولی دم ایوار گرم فقط جوری ک نگارش دوستدااره وایییی😭😭😭💕
۲ سال پیشمیم
4عادیه از مهرداد خوشم اومد لامصب یه حور دیگه باحاله😂😂🤣🤣 تا ب خودم میام میگم بابا دیگ بلا از این بدتر سر نگار نمیاد یه بلای آسمونی بدتر سر این بدبخت میاد بیچاره😂
۲ سال پیشMahtab
5یعنیا عاشق یهویی اتک زدن های آیوارم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
0وااای خدا 😭 😭 😂 😂 میخوام از ذوق زمین و گاز بگیرم میگه برای دوست دختر من خاستگار میاری 😂 😂 کاش ببینه نگار و لطفا 😭 😭