پارت شصت و چهارم :

حتی نمی‌دونستم اون در لعنتی قفله، ای بختت نگار!

داشتن با کلیدش ور می‌رفتن و راجب یه بازیِ مسخره نظر می‌دادن. اسم امیر هر جا باشه بدونید اون جای خوبی نیست، اصلا جای خوبی نیست!

فعلا وقتش نبود شاخکام فعال بشه و فقط باید یه جوری خودم‌و قایم می‌کردم.

دست‌هام آشکارا می‌لرزیدن و خودمم دیگه از بدن خودم خجالت کشیدم انقدر بهش استرس وارد کردم.

هول شده نگاهی به اØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    0

    والا نگار کنار آیوار امنیت اش بیشتره 😂 من هنوز ناراحتم ایوار نفهمیده 😢

    ۷ ماه پیش
  • mahya

    4

    ولی من با داداشاش حال میکنم ی دنیای دیگه از کصخل بودنن

    ۹ ماه پیش
  • گادسیکلت

    8

    ترو خدا هرکاری میکنی نگار و از ایوار جدا نکننن!

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    0

    😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • مهتاب

    4

    افرین نگارم بیشتر داداشیارو ازار بده اباریکلا

    ۲ سال پیش
  • mayi

    8

    این بشر نه شانس داره نه داداشای خوب هرچی بلا و بدبختیه سر این میریزه

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    3

    لعنتی نگارنیست بمب انتهاریه این دختر😆😅🤣🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • سلما

    5

    اون خاک ریزه هایی که جلو یخچال بودن به نظرم زیر سرامیکا مواد جاساز شدن

    ۲ سال پیش
  • سالی

    4

    واییی فقط اونجایی که میگه دهنم پر از حلیم مثانه ام پر از ش...

    ۲ سال پیش
  • Aa.

    6

    وای پشمام حاجی این نگارو واقعا خدا زدههه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️