پارت پنجاه و نهم :
قبل از هر ری اکشنی از طرف امیر، آرمان سمت بهروز خیز برداشت و درحالی که تند- تند با کف دستش به دهنش میکوبید شمرده شمرده غرید:
- تو ببند بهروز، تو فقط دهنتو ببند تا شلوارمو نکشیدم پایین با یه چیز دیگه پرش نکردم. ببند فقط!
اون پشت هم کلا یه دنیای دیگه بود.
با مظلومیت و خستگی نالیدم:
- خب من چه میدونم کجا ببری منو؟ نامه ترخیص رسمیم رو گرفته تا اول مهر هم حق برگش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازا
0من نگفتم میبرنش خوابگاه 😂 😂 😂 😂 وااای تو رو خدا آیوار و ببینه 😭 ❤️ ❤️ ❤️
۷ ماه پیشRoghayyeh
2وای دده چه شود😆
۱ سال پیشزینب
1یعنی عالی لایک.
۱ سال پیش....
2هی خدا تیکه کلام نگار وا! مصیبتا😂😂😂
۱ سال پیشسارینا
2طفلکی نگارم🥺
۱ سال پیشمرضیه
1وای وای چی شد🤭🤭🤗🤗😯😮
۲ سال پیشJanan
8یعنی چی که بره خوابگاه بره اونجا کم کمش *** رو شاخشه خوابگاه نیست که لونه فساده نگار دختر خشتکو سفت بچسب که فکر کنم چند روزی مهمون پسرای هول خوابگاهی
۲ سال پیشمهتاب
4برای بار دوم ارور دادم نگار بی خانمان در خوابگاه پسرونه؟
۲ سال پیشآنیا
1وایی چی بشه تووخابگاه🤣🤣🤣🤣🤣
۲ سال پیشرقی
0واییییییییییی خیلی گلیییی حمیده جون که عکساشونوزیرپارت گذاشتی. مرسسسسسیییی😘😘
۲ سال پیش?????
4نایس اصن رمانت فقط آیوار ونگار و ار هم جدا نکنی به قوقان خودکشی میکنم اگه اینا جدا شن🤣💕بوس بت انرژی منتقل بت
۲ سال پیشMahtab
1در تعجبم که آرمان چطور گذاشت این بره
۲ سال پیشفاطمه ❤️
3وای وای یکی از بهترین عیدی های عمرم بود 💜🌟💜🌟دقیقا مثل معتادان منتظر پارت بودم😂😅 پیشاپیش عیدتون مبارک باشه انشاالله سال خوبی برای همه باشه🎊🫂
۲ سال پیشدونگ گو
2واییییییییییی حمیده بهترین عیدی بود خدایی دمت گرم واقعا خسته نباشی امید وارم همین جوری پر قدرت بری جلو
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0خاک تو سرم کنن با خودم گفتم دیگه رمانو میزارم کنار ولی هنوز مثل استغفرالله چسبیده به این رمان عوضی اعتیاد اور جذاب